پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

156

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

. . . در همهء اينها مردم مسؤول‌اند . يعنى شما مردمى كه اينجا نشسته‌ايد و هيچ خيال نمىكنيد كه در اين قضيه مسؤول هستيد و خيال مىكنيد كه مسؤول فقط گويندگان هستند . دو مسئوليّت بزرگ ، مردم دارند . يك مسئوليّت اين است كه نهى از منكر بر همه واجب است . وقتى كه مىفهميد و مىدانيد - و مردم اغلب هم مىدانند - كه دروغ است ، نبايد در آن مجلس بنشينيد كه حرام است ، بلكه بايد مبارزه كنيد ، و ديگر اين تمايلى است كه صاحب مجلس‌ها و مستمعين به گيراندن مجلس دارند ، مجلس بايد بگيرد ، بايد كربلا بشود . روضه‌خوان بيچاره مىبيند كه اگر بنا بشود هر چه مىگويد از آن راستها باشد ، مجلسش نمىگيرد ، بعد همين مردم هم دعوتش نمىكنند ، ناچار يك چيزى هم اضافه مىكند . اين انتظار را مردم بايد از سر خودشان بيرون كنند ، نگويند فلان روضه‌خوان كه مجلس او مىگيرد ، فلان روضه خوانى كه كربلا مىكند ، كربلا مىكند يعنى چه ؟ ! شما بايد روضهء راست را بشنويد و معارف و سطح فكرتان بالا بيايد به طورى كه اگر در يك كلمه روحتان اهتزاز پيدا كرد ، يعنى با روح حسين بن على هماهنگى كرد و اشكى ولو ذرّه‌اى ، ولو به قدر بال مگس جارى شد ، اگر يك چنين اشكى در حالت هماهنگى روح شما با حسين بن على از چشم شما بيرون بيايد ، واقعاً مقام بزرگى براى شماست . امّا اشكى كه از راه قصّابى كردن بخواهد از چشم شما بيايد ، اگر يك دريا هم باشد ، ارزش ندارد . « 1 » استاد شهيد مطهّرى ، براى نشان دادن عمق اين فاجعه ، جريانى را نقل مىكنند كه براى همهء شيفتگان مكتب حسينى عبرت‌آموز است : نقل كردند يكى از علماى بزرگ در يكى از شهرستان‌ها تا اندازه‌اى درد دين داشت و هميشه ايراد مىگرفت ، مىگفت : چرا اين حرف‌هاى دروغ را مىگوييد ؟ و مىگفتند تعبيرش هم اين بود : مىگفت اين زهرمارها چيست كه بالاى اين منبرها مىگوييد ؟ يك وقت به يك واعظى گفت : آقا ! اين زهرمارها چيست كه مىگوييد ؟ او گفت : غير از اين نمىشود . اگر اينها را نگوييم اصلًا بايد در دكان را تخته كنيم و برويم . گفت : خير ، اينها دروغ است . تا اين كه آن آقا خودش در مسجد خودش مجلسى به پا كرد و همان واعظ را دعوت كرد ، خودش هم بانىِ ( مجلس ) شد . به او گفت : من مىخواهم به عنوان نمونه يك مجلسى ترتيب بدهم ، تو هم بايد مقيّد باشى جز از

--> ( 1 ) . همان ، ص 64 - 65 .